اخبار

تامین‌اجتماعی، مهم‌ترین ابزار ایجاد عدالت اجتماعی

کشور ما یک سابقه 80 ساله در حوزه نظام رفاه و یک سابقه 50 ساله در موضوع ویژه تامین‌اجتماعی دارد. در مضامین حقوق‌بشری ذکر شده هرفرد به‌عنوان عضوی از جامعه حق برخورداری از تامین‌اجتماعی را دارد. یعنی در هر کشوری که دولت تشکیل می‌شود، دولت‌ها وظیفه تامین رفاه مردم جامعه را برعهده دارند، بنابراین نظام تامین‌اجتماعی را به‌عنوان یکی از مهم‌ترین ابزارهای ایجاد عدالت اجتماعی در جوامع می‌شناسند.

علی خدایی

نماینده کارگران در شورای عالی کار

 نظام تامین‌اجتماعی را می‌توان به دو‌دسته تقسیم کرد؛ یکی حوزه وظایف حمایتی است که دولت موظف است از محل درآمدهای عمومی کشور، خدمات اجتماعی را در حوزه‌های مختلف مثل بهداشت و درمان، مسکن، تامین غذا، آموزش عمومی و اشتغال فراهم کند. دوم هم حوزه عملکرد سازمان‌های بیمه‌گر اجتماعی است که در کشور ما در قالب صندوق‌های مختلف تامین‌اجتماعی ظهور و بروز پیدا کرده است.

هرگز نمی‌توان نظام تامین‌اجتماعی را در زمره مسئولیت‌های بخشی جای داد، بلکه به اعتقاد اغلب کارشناسان این حوزه، باید نگاه به نظام رفاه و تامین‌اجتماعی فرابخشی باشد، یعنی عملا تمام اعضای یک حاکمیت در موضوع تامین‌اجتماعی نقش دارند. اگر بخواهیم عملکرد نظام تامین‌اجتماعی را در چهل سال گذشته بررسی کنیم، در حوزه حمایتی نمی‌توان گفت صددرصد موفق عمل کرده‌ایم، اما در این زمینه دارای پیشرفت‌های قابل‌توجهی هستیم. البته اگر بخواهیم نظام تامین‌اجتماعی را در کشور خودمان با رشدی که دنیا در این حوزه داشته است مقایسه کنیم، نمی‌توانیم بگوییم در جایگاه عالی هستیم، اما حرکت‌های چشمگیری در این حوزه صورت گرفته است. رسیدگی به روستاها و بخش‌های دورافتاده، آموزش عمومی، گسترش بهداشت عمومی و... مواردی هستند که  طی چهار دهه گذشته اتفاق افتاده است. نکته مهم اینجاست که متاسفانه در مسئولیت‌های فرابخشی شاهد یکسری بی‌نظمی‌هایی هستیم. یعنی بعضی از حوزه‌ها رشد داشته‌اند و بعضی دیگر عقبگرد. مثلا در زمینه ایجاد اشتغال که یکی از مهم‌ترین مولفه‌های تامین‌اجتماعی است، شاید بتوان گفت وضعیت مطلوبی نداریم. همچنین از لحاظ از بین بردن فقر مطلق چندان موفق عمل نکرده‌ایم، اما در حوزه بهداشت، راهسازی، رساندن نبض زندگی به روستاهای دورافتاده و... پیشرفت‌های خوبی داشته‌ایم.

در حوزه بیمه‌ای نظام تامین‌اجتماعی نیز عملکرد قابل‌دفاعی نداریم. بحرانی که امروز در صندوق‌های بیمه‌ای وجود دارد، نشان‌دهنده این است که ما نتوانسته‌ایم مبتنی بر علم روز بیمه جلو برویم. در حوزه بیمه‌ای قطعا یکی از مهم‌ترین مواردی که باید در نظر گرفته شود، موضوع بازنشستگی و تامین‌اجتماعی بعد از دوران اشتغال است.

موضوع دوم هم درمان است که هر بیمه‌شده‌ای به‌عنوان مخاطب این صندوق‌ها، خواهان این دو خدمت است. اگر امروز قسمت عمده‌ای از بودجه کشور صرف کمک به صندوق‌های بازنشستگی می‌شود، بزرگ‌ترین دلیلِ آن عدم مدیریت صحیح ما روی این صندوق‌هاست.

در این بین، سازمان تامین‌اجتماعی هم به‌عنوان یکی از مهم‌ترین صندوق‌های تامین‌اجتماعی کشور، می‌توان گفت از اواسط دهه 50 ماهیت اجرایی پیدا کرده است. مهم‌ترین چالشی که امروز سازمان تامین‌اجتماعی را تهدید می‌کند، تکالیفی است که مجلس و دولت به آن تحمیل کرده‌اند که این مسئله ناشی از خلط مبحث در وظایف دولت‌ها (طبق اصل 43 قانون‌اساسی) و سازمان تامین‌اجتماعی به‌عنوان یک صندوق بیمه‌ای مستقل است. حتی می‌توان به سازمان تامین‌اجتماعی یک صندوق خصوصی هم لقب داد، چراکه پرداختی کارگران و کارفرمایان است که منابع سازمان تامین‌اجتماعی را تشکیل می‌دهند.

در بدو تاسیس این سازمان، مثل همه صندوق‌های بیمه‌ای، میزان ورودی از خروجی‌ها بسیار بیشتر بوده است. طبق قانون پیش‌بینی‌هایی صورت گرفته بود که مازاد این درآمدها کجا هزینه و سرمایه‌گذاری شود. در واقع مدیریت صحیح منابع صندوق‌های بیمه‌ای، باعث می‌شود وقتی منابع درآمدی صندوق کاهش پیدا کرد و مصارفی مثل پرداخت مستمری به بازنشستگان افزایش پیدا کرد، دچار مشکل در پرداختی‌ها نشویم. در آن زمان که باید سرمایه‌گذاری صحیح صورت می‌گرفت، این اتفاق نیفتاد و عملا صندوق بیمه‌ای را به سمت بنگاه‌داری کشاندند که امروز بزرگ‌ترین معضل ماست. نباید فراموش کرد در طول سالیان گذشته که وزارت رفاه از وزارت کار جدا بوده، هیچ‌وقت هیچ وزیر رفاهی نتوانسته دوره چهارساله خود را به پایان ببرد و گرفتار تیر استیضاح نشود. از آن طرف ما هیچ‌وقت وزیر کاری نداشته‌ایم که استیضاح و برکنار شده باشد. طی دو، سه دوره گذشته که وزیران تعاون، کار و رفاه اجتماعی به مجلس فراخوانده شده‌اند، عمده حوزه‌ای که باعث این استیضاح شده حوزه رفاه است.

باید این نکته را مدنظر داشته باشیم که ما صندوق تامین‌اجتماعی را به‌عنوان یک صندوق خصوصی که با بیمه‌پردازی مالکان خودش، یعنی کارگر و کارفرما اداره می‌شود، در اختیار دولت‌ها گذاشته‌ایم. تغییرات دولت‌ها، تغییرات سیاسی است. در نتیجه وقتی یک سازمان خصوصی را در اختیار دولت قرار می‌دهیم، تغییراتش سیاسی می‌شود. در نتیجه مالکان سازمان تامین‌اجتماعی نمی‌توانند نظارتی بر منابع سازمان داشته باشند. 

مهم‌ترین موضوعی که هم‌اکنون سازمان تامین‌اجتماعی را تهدید می‌کند خلط وظایف دولت‌ها با وظایف سازمان تامین‌اجتماعی است. از طرف دیگر نپرداختن هزینه تعهداتی که نهاد قانون‌گذاری  بر دوش دولت و سازمان تامین اجتماعی گذاشته، از دیگر چالش‌های سازمان تامین‌اجتماعی است.

امروز سازمان تامین‌اجتماعی وضعیت مالی خوبی ندارد و از طرفی، راهکارهای پیشنهادی برای رفع این چالش‌ها، راهکارهای مناسب و کارآمدی نیستند. اصلاحات پارامتریک در این حوزه شاید بتواند بحران مالی سازمان تامین‌اجتماعی را به تاخیر بیندازد، اما معتقدم نمی‌تواند به درمان  همه مشکلات سازمان کمک کند.

معتقدم تنها درمان مشکلات پیش‌روی سازمان تامین‌اجتماعی، رعایت سه‌جانبه‌گرایی و دست کشیدن از برخی نگاه‌های سودجویانه به منابع این سازمان است. از طرف دیگر باید بدهی‌های دولت به سازمان تامین‌اجتماعی پرداخت شود تا سازمان جان دوباره‌ای بگیرد و بتواند به وظایف خودش ادامه دهد. بحران مالی سازمان به‌عنوان یک ابرچالش مطرح است و نیاز است با تلاش‌های فرابخشی رفع شود.

 

۲۷ بهمن ۱۳۹۷ ۱۲:۰۵

نظرات بینندگان

نام را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید