اخبار

اصلاحات در تامین‌اجتماعی چرا و کجا؟

 اصلاحات در عرصه تامین‌اجتماعی و تعدیل خدمات از سوی دولت‌های رفاه مقوله‌ای است که از اواخر دهه 70 میلادی و در پی رونق گرفتن اندیشه‌های نئولیبرال در حیطه نظر و بروز تغییرات مختلف در عرصه‌های جمعیتی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی به‌عنوان یکی از راهکارهای برون‌رفت دولت‌های رفاه از تنگنای مشکلات اداره امور مطرح شد.

تغییرات رخ‌داده در عرصه‌های یادشده در دهه‌های 80 و 90 میلادی قوت گرفت و پاره‌ای از کشورهای اروپایی را بر آن داشت تا دست به اصلاحات مختلفی در عرصه تامین‌اجتماعی بزنند. تغییرات جمعیتی همچون پیر شدن جمعیت، تغییرات اجتماعی همچون خطرپذیر شدن جوامع، تغییرات در نهاد خانواده و رشد طبقه مرفه، تغییرات اقتصادی همچون کند شدن رشد اقتصادی کشورها و فشارهای بودجه‌ای بر دولت‌ها بر اثر رشد و حجیم شدن بودجه‌های رفاهی در طی دهه‌های اخیر در کشورهای عمدتا اروپایی موجب شد تا اصلاحات تامین‌اجتماعی مد نظر سیاستمداران قرار بگیرد و به مباحثات بسیاری در این زمینه دامن زده شود.

کشورهای اروپایی هرکدام بسته به وضعیت جمعیتی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی خود و همچنین نوع نظامی که از آن در عرصه تامین‌اجتماعی برخوردارند رویه‌های مختلفی را در اصلاحات تامین‌اجتماعی در پیش گرفته‌اند؛ از افزایش مالیات‌ها گرفته تا اصلاحات سن بازنشستگی، میزان خدمات، نحوه مشارکت در تامین منابع مالی، نحوه محاسبه و ضوابط برقراری مستمری‌های بازنشستگی، کنترل تقاضای خدمات درمانی، بازکالایی کردن پاره‌ای از خدمات و... که پاره‌ای از این اصلاحات موثر افتاد و پاره‌ای دیگر نیز یا موثر نیفتاد و یا در عمل اجرا نشد و گذشته از آن پیامدهای نامطلوبی را در برقراری عدالت اجتماعی و برخورداری اقشار مختلف از خدمات ضروری و دسترسی مناسب به خدمات رافع نیازهای اساسی و حقوق شهروندی آن‌ها بر جای گذاشت، که این امر موجب شد تا انتقادهای بسیاری به این اصلاحات وارد شود.

اصلاحات صورت‌گرفته در تامین‌اجتماعی کشورها هرچند بسیار متنوع و ناهمگون بوده‌اند، از چند نظر مشابهت‌هایی با هم داشته‌اند: 1- مسئله‌محور بوده‌اند. 2- جامع‌نگر بوده‌اند و جوانب موضوع در آن‌ها بررسی شده است. 3- عمدتا مبتنی بر گفت‌وگو و اجماع و اقناع جمعی شکل گرفته‌اند. 4- هرکدام در دوره‌هایی بلندمدت و تدریجی صورت پذیرفته و اجرایی شده‌اند. 5- مجموعه‌ای از سیاست‌ها در کنار هم اعمال شده‌اند. 6- مبنایی نظری در این اصلاحات وجود داشته است.

در کشور ما چند سالی است که مباحثی در خصوص اصلاحات در عرصه تامین‌اجتماعی مطرح شده است؛ از اصلاحات سیستمی شکست‌خورده نئولیبرالی و تبدیل بیمه‌های تامین‌اجتماعی به بیمه‌های تجاری مبتنی بر حساب‌های انفرادی و بازار گرفته تا اصلاحات پارامتریک همچون اصلاح سن بازنشستگی بیمه‌شدگان تامین‌اجتماعی. اما فارغ از اینکه این اصلاحات چه سطح و سویه‌ای داشته باشند و اصولا از سوی مخالفان تامین‌اجتماعی و یا موافقان آن طرح شده باشند عمدتا از رویکردی سطحی و مبتنی بر پیروی صرف و مدگرایانه از اقدامات صورت‌گرفته در کشورهای اروپایی بوده‌اند.

یکی از اقداماتی که هم‌اکنون در این راستا در دست اقدام است مربوط به اصلاح قانون مدیریت خدمات کشوری است که به گفته متصدیان این اصلاحات، عمده موارد مربوط به این قانون در دست اصلاح در خصوص بیمه‌های اجتماعی از جمله تغییر سن بازنشستگی در دست اقدام است.

بررسی روند و رویکرد حاکم بر این قانون و اصلاحات آن نشان می‌دهد که این قانون و روند اصلاحات در مغایرتی اساسی با اصول حاکم بر تامین‌اجتماعی و از جمله سه‌جانبه‌گرایی است. پرسش‌های اساسی در این روند این است که آیا در این رابطه جایگاهی برای شرکای اجتماعی تامین‌اجتماعی در نظر گرفته شده است؟ و روند آن مبتنی بر گفت‌وگو و نظرخواهی و مشارکت است؟ آیا مسئله تامین‌اجتماعی در ایران سن بازنشستگی است یا بدهی‌های دولت، بیکاری گسترده جوانان،جوانی جمعیت و به عبارتی پنجره جمعیتی در کنار بیکاری گسترده، گریز از پرداخت حق‌بیمه، گستردگی بخش غیررسمی اقتصاد و اشتغال غیررسمی گسترده و...؟

پرسش این است که این پیشنهاد به کدام مسئله معطوف است؟ این اصلاحات براساس کدام منطق و مبنای شناختی و نظری صورت می‌گیرد؟ مدافعان این اصلاحات باید اجازه دهند پیشنهاد‌ها از دل مجموعه و از گفت‌وگوی سه‌جانبه برآید و پیش از آن زمینه‌های توسعه تامین‌اجتماعی را فراهم آورده و برخی تضییقات به وجود آورده را از پیش پای این نظام بردارند.

 نعمت علی‌پور
کارشناس تامین اجتماعی


۱۵ مهر ۱۳۹۴ ۱۰:۵۴

نظرات بینندگان

نام را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید